دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

72

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

كاشان كرد تا عهده‌دار حفاظت از مرز شمالى منطقه آل مظفر باشند و از حركت نيروهاى چغتاى او را مطلع سازند . تيمور در ربيع الثانى 795 / اول مارس 1393 به دزفول و شوشتر راند و خواجه مسعود سربدار را حاكم آنجا ساخت . او بر سر راه خود ، زين العابدين را از قلعه سفيد نجات داد و با او مهربانى كرد و قول داد كه انتقام او را از شاه منصور بكشد . شاه منصور با رسيدن چغتائيان در وهله اول شيراز را ترك گفت ؛ امّا بهتر آن ديد كه بازگشته و با تيمور روبه‌رو گردد ؛ و با شجاعت تمام در رأس يك نيروى نظامى ضعيف كه شمار آنان هرچه بيشتر كاهش يافته بود ، به مقابله و جنگ بپردازد . او كه چندين زخم برداشته بود ، سرانجام رو به شيراز فرار كرد ولى به وسيله نيروهاى شاهرخ - پسر تيمور - دستگير و سپس گردن زده شد . اين برخورد براى ساير شاهزادگان خاندان مظفر هشداردهنده بود و فهميدند كه مقاومت بيشتر فايده‌اى ندارد . با ورود تيمور به شيراز همه آنان خود را تسليم كردند و از احترام خاصى برخوردار شدند ؛ امّا در 10 رجب 792 / 22 مه 1393 در قمشه جنوب اصفهان ، حكم عالى شرف نفاذ يافت كه همه قتل عام شوند . بدينسان ستاره خاندان آل مظفر افول كرد ، ولى زين العابدين و سلطان شبلى فرزندان ارشد و جوان شاه شجاع از مرگ رهايى يافتند و به سمرقند فرستاده شدند . در مورد درك و دريافت اوضاع عمومى ايران در خلال هشتاد سال حكومت سياسى آل مظفر ( 95 - 713 / 93 - 1313 ) پيشتر اشاره‌اى به شهادت و گواهى حافظ ( متوفى 791 / 1389 و يا 792 / 1390 ) داشتيم كه به نظر برخى از اديبان طراز اول ، بزرگترين شاعر زبان فارسى است . ديوان شعر حافظ سند برجسته و گويايى از وضع فرهنگى و فكرى زمانه است . اين اشعار ، شاهكار شعر فارسى و گنجينه غنى از تاريخ عقايد است كه نه تنها سبك شعرى آنها ، بلكه درهم تنيدگى طبيعى و دقيق احساس و مفاهيم رمزى عرفانى آن از مشخصه‌ها و ويژگيهاى آنهاست . با اينكه ديوان حافظ دربردارنده اشعار شورانگيز و ابيات دلگشا است ، ولى تصويرى بشاش و شاداب از شرايط محيطى شاعر و همروزگاران او نشان نمىدهد ؛ و حتى رگه اندوهى كه بارها و بارها بر ابيات او حاكم مىشود ، مهر و نشان محكوميت زمانه‌اش را در پى دارد . اشعار حافظ نگره و گرايش بدبينانه‌اى از زندگى را بازتاب مىدهد كه در نتيجه فاجعه‌هاى گوناگون ملى ، تسلط بيگانه ، استبداد و زورمدارى ، بخصوص از آغاز و پايان امپراتورى مغولان در بين مردم ايران رواج داشت . شگفت اينجاست كه اين اوضاع و احوال با همه نتايج نكبتبار و بدبختىزايى كه داشت ، از توسعه شديد فرهنگى مملكت نكاست . گفتيم كه شاه شجاع پشتيبان حافظ بود ، ولى اين مسأله يك نمونه استثنايى و مجزا به شمار نمىرفت . حتى شاهزاده‌اى چون شاه منصور هم علاقه‌مند به ادبيات بود و از خواجه حافظ حمايت مىكرد . مبارز الدين محمد نيز با همه تنگ‌نظرى مذهبى ، مدافع و